این مصاحبه توسط روزنامه .... د رخصوص موضوع انتخابات اتاقهای بازرگانی و صنایع و معادن طی اسفند ماه با من انجام شد ولی چون تند بود منتشر نشد!!!
رد صلاحيت نامزدهاي انتخابات اتاق با چه هدفي انجام شده است؟
با توجه به رد صلاحيت گسترده اي که در تهران صورت گرفته است و تا کنون بي سابقه بوده و نام افراد شاخص و فعال اقتصادي که ساليان طولاني در بخش هاي اقتصادي و تشکلها سابقه داشته اند در آن به چشم مي خورد، مي توان حدس زد که اين عمل به دليل هراس عامل اصلي اين رد صلاحيتها يعني آقاي خاموشي و اصحاب و اعوان ايشان از ورود افراد شاخص و خوشنام و امکان حذف وي و گروه سابق بوده است و اين موضوعي است که اصلاً بعيد به نظر نمي رسد. اتاق بازرگاني که طي سالهاي طولاني گذشته با مديريت انحصار طلبانه و تک صدايي آقاي خاموشي و تابعيت محض ياران وي اداره مي شد، چهارسال قبل با رأي جمع کثيري از فعالان اقتصادي دچار تحولاتي گرديد. ايشان قبل از انتخابات دوره گذشته براي حفظ موقعيت خود وعده تحول و تحرکات گسترده در اتاقها را دادند و حتي به نوعي وعده دادند «اگر لازم باشد ريش خود را کوتاه خواهند کرد»! طي چهار سال اخير ايشان که با موضوع استقلال اتاق تهران مواجه شده و عملاً بخشي از قدرت و اهميت خود را از دادند به منظور جلوگيري ا ز ورود افرادي که امکان و احتمال بالايي بر کسب مقام رياست اتاق ايران را دارند 4 تن از کارمندان خود را به عضويت انجمن نظارت بر انتخابات در آورده و اين افراد که حقوق بگير و دست نشانده ايشان بوده اند با حذف رقباي قدر، راه را براي انتخاب بلامنازع وي هموار کرده اند. البته شايد ايشان که وضعيت برخورد با تشکلهايي مانند خانه کشاورز، خانه کارگر، کانون عالي کارفرمايي و برخي تشکلهاي غير دولتي را ديده اند امر بر ايشان مشتبه شده که مي توانند تشکل اتاق بازرگاني را به هر صورتي که مي خواهند اداره کنند و اتاق بازرگاني تيول تقديمي يا غنيمت فتوحات به ايشان است که به هر قيمتي خود را تنها کانديداي فاتح انتخابات نمايند.
نتايج اين رد صلاحيت ها به نفع و ضرر چه کساني خواهد بود؟
معمولاً در موارد اين چنين يا پاي منافع مادي يا منافع قدرتي در ميان است که خود اصولاً موضوعي متفاوت است. به هر تقدير کساني که مانع جريان خود و انتخاب جمعي و جمع سالاري مي شوند از اينکه قدرت و نفوذ خود را که از سمت و جايگاه آنها ناشي مي شود از دست دهند همواره در هراس بوده و تلاش مي کنند به هر ضرب و زور و زد و بندي که هست کرسي خود رااز دست ندهند. اين افراد که شيفته قدرت هستند حاضرند کليه اصول اخلاقي و مدني و اعتقادي را زير پا گذاشته و رقباي خود را به بهانه هاي واهي از عرصه رقابت حذف کنند و در ظاهر با دلسوزي براي کشور و مردم خود را براي مقامي که در آنند اصلح دانسته و حضور سايرين را موجب از دست رفتن فرصت ها و موفقيتها فرض کنند و به همين بهانه هاي بي پايه هر فعلي را براي ادامه حضور خود مباح و صحيح بدانند. برخي نيز بدليل تخلفات و سوء استفاده هاي اطلاعاتي، مالي و ارتباطي که طي دوران مسئوليت خود داشته اند از اينکه پس از کنار گذاشته شدن از مسئوليت، گروهي ديگر حساب و کتاب و عملکرد آنها را بررسي و مميزي نمايند خوفناکند و مي ترسند پته هايشان روي آب بيفتد. از طرفي چنانچه اين موقعيت را از دست دهند امکان لفت و ليس و ادامه سوء استفاده برايشان فراهم نباشد.کسي که براي رضاي خدا و مردم کار مي کند و مسئوليت تشکلي که نماينده گروهي از مردم است را مي پذيرد بايد بداند که شرط دوام و بقاي هر تشکلي کار گروهي و مقبوليت و مشروعيت مابين اعضاي آن است. زيان وارده در اين رد صلاحيت ها متوجه کساني است که سالها با شرافت و صداقت در جامعه تلاش نموده و آبرويي براي خود دست و پا کرده اند که با بي مبالاتي و بي عدالتي گروهي ديگر در مظان اتهام قرار مي گيرند. اما از آنجائيکه ماهيت رد صلاحيت کنندگان بر همگان روشن است، اين رد صلاحيت به نفع آنان تمام شده و مي توان اين موضوع را از واکنش فعالان اقتصادي و رسانه ها به خوبي دريافت و به نظر مي رسد چنانچه حق به حقدار برسد و افرادي که بر خلاف واقع رد صلاحيت شده اند، بتوانند در انتخابات شرکت نمايند، گروهي که در اين ماجرا دخيل بوده اند، بازنده بزرگ انتخابات حتي در صورت کسب رأي خواهند بود.
رد صلاحيت ها بيشترشائبه يک نگاه سياسي به موضوع انتخابات اتاق را به اذهان متبادر مي کند. واقعاً اين طور است؟
شايد در اين مورد خاص بتوانيم به تشابهاتي فکر کنيم ولي اين عمل به نظر من بيشتر کج سليقگي و کم ظرفيتي و ناپختگي يک فرد فعال سياسي اقتصادي با سابقه است که شايد از يک جوان خام بايد انتظار داشت نه از يک فرد کارکشته و با سابقه. البته سابقه انتساب افرادي مانند آقايان خاموشي، بهزاديان، نهاونديان، مهر عليزاده و صفايي فراهاني به برخي جريانات سياسي خاص و متضاد به اين شائبه دامن زده است، ولي گناه سايرين چيست؟ اختلاط موضوع انتخابات در يک تشکل اقتصادي با اختلافات سياسي و وابستگي هاي جناحي مخل فعاليت سالم و بيطرفانه اين نهاد خواهد بود. از طرفي حاکميت مطلق جريان سياسي خاص و تفکر تک قطبي و يک سويه در اتاق بازرگاني نه تنها کمکي به اقتصاد کشور نخواهد کرد، بلکه بزرگترين خطر براي خصوصي سازي که موضوع مهم روز براي اقتصاد کشور است به شمار مي رود. بايد اجازه داد تفکرات سالم و مردمي حتي از گروهها و سلايق مختلف در يک جمع بنشينند و در فضاي سالم و نقادانه بتوانند بهترين تصميمات را اتخاذ کنند.
با توجه به حضور دولت در بخشي از ساختار اتاق، آيا دولت براي رفع اين مشکل دخالت مي کند؟
با توجه به بيانات وزير محترم بازرگاني و معاونت ايشان که عضو انجمن نظارت بر اتاقهاي بازرگاني بوده اند و نيز عملکرد ناصواب اخير اتاق بازرگاني، انتظار مي رود دولت از موضع عالي نظارتي خود در قانون اتاق استفاده کرده و با لابي کردن در مرحله اول و با ورود قانوني، موضوع را حل و فصل کرده و با جلوگيري کردن از ضايع شدن حقوق تعدادي از نامزدهاي انتخابات اتاق بازرگاني بتواند نشاط و سلامت را به اين انتخابات بازگرداند. اين کار اتهامات برخي فرصت طلبان که دولت را در اين امر دخيل مي دانند بي اثر خواهد کرد. چرا که برخي منتقدين دولت اعتقاد دارند که دولت قصد دارد به صورت غير مستقيم اتاق بازرگاني را با ترکيبي از موافقين خود مملو سازد. حمايت و عملکرد دولت در حفظ سلامت انتخابات اتاق، هم اعتماد به اتاقهاي بازرگاني را افزايش خواهد داد و هم دولت دقت و توجه خود به بخش خصوصي را به اين وسيله آشکار خواهد کرد. پيشنهاد مي کنم روزنامه ......... فهرست افراد رد صلاحيت شده را منتشر کند تا فعالان اقتصادي بتوانند راحت تر قضاوت کنند.
|
نسخه شماره 3632 - 1385/12/06 - يكشنبه - نخستين روزنامه اقتصادي ايران- روزنامه جهان اقتصاد | ||||||||||
|
|